دهگانه های شبهای رمضان(رباعیّات ودوبیتی ها)
هست هستی چون بهشت وعشق در
هســت رازسینــه قلعـــــه ،عشق در
میکده تابتکده ازعرش تاروی زمین
باغ هستی هست وعشقش هست بر
******
رنج اســـت عصــارۀنگاه انســان
عشق است ثمربه رنج های انسان
ازرنج بــزرگ عشــق عــالی زاید
آن عشق شـــودپناهـــگاه انســـان
******
درمیکـــده هـامستی وشوردگریست
درمتن خــرابات غــروردگـــریســـت
دررندی ومستی غم ورنجیست نهان
شیرین وبرای غم ورنج دگریســــت
******
بستـــــم به نگاه آتشینت دیده
ترسیــددلــــــم ززخمهای دیده
ازترس دل وزخمِ نگاه وکفران
فارغ نشده شدی به قلبم دیــده
******
هستندگروهی که زوحدت دورند
ازخوف ورجاءبیخبرومزدورند
ملّت همه ازروزوسحرمیگویند
آنان زسیاهی وخطرمســرورند
******
طــــرفدارانِ معزولیــن دراین کشــورفراواننــد
زبیعـقــلی ونــادانی درونِ قایقنــدودشمــن آنند
گهی درشرق وگاهی غرب،گهی خوبندوگاهی بد
اگراکنون شوددنیایشان برپا،دوباره دشمن آنند
******
بوده غوغادراین زمین خــدا
ازسرآغازتابه عصــــرفــضا
همه زشتی زسرکشی بـــوده
کودوچشمی که بینداین معنا
******
سروی توفضای گـــودراسروچمان
جانی توفضای صحنه راجان جهان
ازورزش وازغرّش وکوبیدن نفس
جاریست زلال معـــرفت،قـــدربدان
******
منم که قانع براستغاثه هــــای توام
منم که منتظرپاسخ ترانه های توام
درون سینۀشب باخداچــــه میگفتی
که گفت اجابت کنم دعـــــای تــوام
******
تشت توزبام برزمین افتاده
رسواشدی وتراهمین افتاده
آنقدرززشتی وبدی گفتی تو
کارتودرآخربه همین افتاده
ملتهب تر ز نقطه ی جوشم