خدایا رحم کن

سال نو شد کهنه بیماری خدایا رحم کن

خسته ایم از گریه و زاری خدایا رحم کن

مثل پائیز است دلها در بهار و سال نو

کن برای ما شما کاری خدایا رحم کن

حسرت یک خنده مانده در دل سرد زمین

حاکم است در کوچه ناداری خدایا رحم کن

حاکمان ما بفکر رحم دشمن مانده اند

تو خدا هستی بکن یاری خدایا رحم کن

کلّ دنیا گیر بیماری درست است این سخن

دشمنان در کار مکّاری خدایا رحم کن

یک طرف خشم گرانی یکطرف قهر مرض

کِی چنین دیده است دیّاری خدایا رحم کن .

کرونای روانی

در بهاری که کرونای روانی باشد

گفتگوی وطن از رنج گرانی باشد

نتوان گفت ز خندیدن و شادی زیرا

پهنه ی هستی ما جنگ جهانی باشد .

سیبل ستم نفوذ دشمن

نوروز و صدای ساز ما غمگین است

هر رابطه در حصار یک پرچین است

در روی زمین جنگ جهانی برپاست

تنها هنر بشر کنون تمکین است

هر روز به خاک می رود دسته گلی

شلّیک مرض حقیقتاً سنگین است

چشمان همه به دست دانش باشد

پای خرد زمان ما چوبین است

سیبل ستم نفوذ دشمن هستیم

آهنگ وطن سکوت آهنگین است

عصیانگری زمانه سویش با ماست

دردی که بسوزد استخوان را این است .

#احمد_یزدانی

سعی ما در بندگی

 

خانه ی ما غرق نور و سادگیست

عشق اهل خانه در آزادگیست

چون کلید سروری در طاعت است

سعی ما در بندگی آمادگیست .

.

امروز یک یک است

 

امروز یکِ یک است، یک آغاز است

شعبان و بهار پهنه ی پرواز است

امّید بکارم و بگویم محکم ،

هر قفل بلطف سعی مردم باز است .

درس زندگی

 

در سر پیریم جوانی شاد

با عمل درس زندگانی داد

حرکتی از سر خردمندی

که ریالم به قلّکش افتاد

از خرش شد پیاده نفسم بعد

از دلش آدم جدیدی زاد

کارگرهای باغ من روزی

زده آتش به شاخه ها در باد

شعله ها سرکش و تجاوز شد

به درختان باغ نوبنیاد

آمد آورد خبر برایم گفت

کرده آتش به باغ من بیداد

من ندیده جواب رد دادم

شد جوان از جواب من ناشاد

او براهی دگر روان شد من

رفتم و دیدم و شدم فریاد

از خودم دلخور و بدم آمد

اینکه کردم خرابه یک آباد

حق به او دادم و غرورم را

له نمودم که تا شود استاد

رفتم و عذرخواه او گشتم

داده خودمحوری ز خود برباد .