شرح قالب وساختمان مثنوی وقصیده
مثنوی
مثنوي به معني دو تايي است زيرا در هر بيت دو قافيه مستقل آمده است يعني هر دو مصراع قافيه دارد و با بيت بعد فرق دارد.
از آنجا که مثنوي به لحاظ قافيه محدوديت ساير قوالب را ندارد شعر موضوعات طولاني است و در داستان سرايي از آن استفاده مي شود و از اين رو مثنوي هم قالب حماسه است و هم داستان هاي غنايي. همچنين قالب مناسب براي ادبيات تعليمي منظوم نيز مثنوي بودو مخصوصا صوفيه براي آرايه آموزه هاي عرفاني خود از آن استفاده مي کردند.
سپس به طور کلي مي توان گفت که از مثنوي در موارد چهارگانه زير استفاده مي شود:
1. براي داستان هاي حماسي و تاريخي مثل شاهنامه فردوسي و گرشاسبنامه ي اسدي طوسي.
2. براي داستان هاي عاشقانه يا صوفيانه مثل خسرو و شيرين و ليلي و مجنون و سلامان و ابسال
3. براي طرح آموزه هاي عرفاني مثل حديقه الحديقه و منطق الطير و مثنوي
4. براي طرح مطالب تعليمي و اخلاقي مثل بوستان
وزن مثنوي هاي حماسي بحر متقارب و وزن مثنوي هاي داستاني معمولا بحر هزج و گاهي خفيف مثل هفت پيکرنظامي است.
مثنوي از قوالب خاص فارسي است و در ادبيات عرب رواج چنداني ندارد
مثنوي فردوسي
به نام خداوند جان و خرد
کزين برتر انديشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جاي
خداوند روزي ده رهنماي
خداوند کيوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهيد و مهر
ز نام و نشان و گمان برتر است
نگارنده بر شده پيکر است
به بينندگان آفريننده را
نبيني مرنجان دو بيننده را
...
قالب قصیده
يعني شعري که در آن قصد خاصي باشد وآن قصد خاص در اصل مدح است .
قصيده قالب رايج و مسلط شعر فارسي از آغاز آن (اوايل قرن چهارم ) تا پايان قرن ششم است . اما اوج آن در سرتاسر قرن پنجم ونيمه اول قرن ششم است .
قصيده در ادوار نخستين شعر فارسي محدود به موضوع اصلي مدح ِ ممدوح است اما در ادوار بعد ، به هر موضوعي از پند و اخلاق و روايت و وصف مي پردازد .
قصيده اولين نوع شعري است که در ادبيات فارسي (بعد از اسلام ) به تقليد از ادبيات عرب به وجود آمده است
يکي از خصوصيات قصيده تجديد مطلع است . که دليل به وجود آمدن آن طولاني بودن قصيده و عدم جواز به تکرار قافيه بود .
(با تجديد مطلع مي توان با آوردن يک بيت مصرع قافيه را تکرار کرد.)
تجديد مطلع در شعر خاقاني فراوان است .
قصيده معمولا از پانزده بيت تا پنجاه ، شصت بيت است .
به آغاز قصيده تشبيب يا نسيب يا تغزل مي گويند . پس از آن شاعر با يکي دو بيت که به آن تخلص يا رهايي يا گريز گاه مي گويند به قسمت بعدي قصيده که مدح مي باشد و تنه اصلي است مي پردازد . سپس به قسمت پايان قصيده مي رسد که به آن شريطه يا دعا مي گويند .
قصيده قالب مضامين حماسي است . حماسه در شعر فارسي دو قالب دارد يکي مثنوي و ديگري قصيده . حماسه هاي راستين بلند ،در قالب مثنوي و حماسه هاي دروغين کوتاه در قالب قصيده است .
قصيده اصيل ترين قالب شعري در ادب عرب بود . ودر شعر قديم عرب جز قصيده و مسمط ديده نمي شود وآنان ساير قوالب را ظاهرا از امم ديگر مخصوصا ايرانيان اخذ کرده اند . بعد از حمله مغول در قرن هفتم و برچيده شدن بساط پادشاهان بزرگ ودربارهاي باشکوه ،قصيده جاي خود را به غزل داد .
قصيده اي از مسعود سعد سلمان
رسيد عيد و من از روي خوب دلبر دور
چگونه باشم بي روي آن بهشتي حور ؟
مرا که گويد بي دوست عيد فرخ باد
نگار من به لهاوور و من به برساوور
ره دراز و غريبي و فرقت جانان
اگر بنالم داريد مر مرا معذور
زيار ياد همي آيدم که هر عيدي
در آمدي به بر من به سان حور قصور
هزار شاخ ز سنبل نهاده بر لاله
هزار حلقه ز عنبر فکنده بر کافور
تن چو سيم بر آراسته به جامه عيد
نهاده بر دو کف خويشتن گلاب و بخور
ببردي از دل من تاب زان دو زلف بتاب
خمار عشق فزودي به چشمک مخمور
کسي که دور بود از چنين شگرف نگار
چگونه باشد در هجر آن نگار صبور
...
در خصوص غزل در مبحثی مستقل در آیندۀ نزدیک سخن خواهم گفت.
از عزیزان صاحب نظر استدعای اظهار نظر وکامل نمودن یافته های خودرا دارم.
بااحترام :احمدیزدانی
ملتهب تر ز نقطه ی جوشم