وزن در شعر پارسی
وزن
هر سخن از تركيب مجموعهاي از كلمات به وجود ميآيد كه واحد شمارش آن را «هجا» ميناميم. با ايجاد تناسب و هماهنگي بين هجاهاي گفتاري كلامي موزون و دارای وزن شكل ميگيرد. هر وزن خود از تكرار يكي از پايههاي اصلي عروضي يا تركيب دو پايه و تكرار آنها به تناوب حاصل ميشود. كه بدان بحر نيز گفته ميشود. وزن شعر به وسيله افاعيل يا پايههاي عروضي سنجيده ميشود.
معيار وزن در شعر پارسي «يك مصرع» است كه براي كامل شدن وزن شعر بايد هر دو مصرع داراي يك وزن باشد. اما در شعر عربي معيار وزن يك بيت است.
موريس گرامونت گويد:
« وزن ادراكي است كه از احساس نظمي در بازگشت زمانهاي مشخص حاصل ميشود. آن امري حسي است و بيرون از ذهن وجود ندارد و وسيله ادراك آن حواس ماست ».
ابنسينا در تعريف ايقاع (وزن موسيقي) گويد:
«ايقاع، سنجش زمان است به وسيله نقرهها (هر ضربهاي که با مضراب به سيم ساز وارد ميشود). اگر اين نقرهها معرف تعداد و چگونگي هجاي كلمات باشند وزن شعري به وجود ميآيد».
خانلري در تعريفي بسيار ساده گويد:
«شايد ديده باشيد كه نور چراغ دريايي به تدريج افزايش مييابد تا به حد علاي درخشيدن ميرسد سپس ناگهان خاموش ميشود. از مشاهده نظمي محور روشني و خاموشي اين چراغ است بيننده ادراك وزن ميكند. در اين سلسله از امور مرحله خاموشي كه تكرار ميشود «زمان مشخص» است».
از اينجاست كه ميتوان قديميترين تعريف وزن را دريافت؛ آريستوكِسنوس به شاگرد ارسطو، گويد:
«وزن نظم معيني است در زمان»
انواع وزن:
روشن است كه صوت گفتار، بيشتر همان خواص صوت از قبيل امتداد و ارتفاع، زير و بمي، زنگ يا طنين و شدت را داراست. لذا برحسب آن كه كدام يك از اين خواص چهارگانه، اساس ايجاد نظم و هماهنگي بين هجاها قرار گيرد، وزن شعر انواع مختلفي پيدا ميكند:
أ) وزن كمي: كه همان وزن عروضي است و در آن امتداد زماني هجاها مبناي وزن قرار ميگيرد. در اين نوع وزن توازن و كيفيت هجا نيز در هر دو مصرع كامل است و هجاهاي بلند و كوتاه در برابر هم قرار دارد. در زبانهاي فارسي – عربي و سانسكريت بر اين وزن شعر سروده ميشود.
ب) وزن ضربي (تونيك): كه شدت برخي از هجاها نسبت به بقيه مبناي وزن شعر قرار ميگيرد. نظير آنچه در زبانهاي انگليسي و آلماني مورد استفاده است.
ج) وزن آهنگي: در اين نوع، هجاها بر اساس ارتفاع و زير و يمي منظم ميگردند. مانند آنچه مبناي سرايش شعر در زبان چيني است.
د) وزن طنيني (كيفي): كه بر حسب تناسب ميان طنين و زنگ اصوات به وجود ميآيد.
ه) وزن عددي: كه در آن اساس بر شماره و تعداد اصوات، صرفنظر از خواص آنان، استوار است. بدين معنا كه مبناي هماهنگي و وزن شعر – برابري شماره اصوات در هر مصرع است و عامل ديگري در آن دخيل نيست.
و) وزن هجايي: كه در آن مبناي وزن فقط بر تعداد هجاها بنا نهاده شده است. اين وزن مخصوص زبانهايي است كه مصوتها و هجاهاي آن داراي كشش معيني است مانند زبان فرانسه.
ز) وزن دوري (متقارن يا قرينهاي): وزن دوري يا متناوب يا دوپاره در اشعاري است كه بتوان هر يك از مصراعها را به دوپاره متشابه يا دو نيم مصراع تقسيم كرد كه وزن پاره نخست عينا در پاره دوم تكرار ميشود. در اين وزن شاعر ميتواند هر پاره را با پاره بعد مقفي (هم قافیه) سازد و به اصطلاح تصريع به وجود آورد.
منابع:
1.ناتل خانلري، پرويز؛ وزن شعر فارسي، تهران، توس، ج4، 1361، ص24.
2.مدرسي، حسين؛ فرهنگ توصيفي اصطلاحات عروض، تهران، سمت، ج1، 1380.
3.سيروس، شميسا؛ آشنايي با عروض و قافيه، تهران، فردوس، ج3، 1368، صص12-60.
هر سخن از تركيب مجموعهاي از كلمات به وجود ميآيد كه واحد شمارش آن را «هجا» ميناميم. با ايجاد تناسب و هماهنگي بين هجاهاي گفتاري كلامي موزون و دارای وزن شكل ميگيرد. هر وزن خود از تكرار يكي از پايههاي اصلي عروضي يا تركيب دو پايه و تكرار آنها به تناوب حاصل ميشود. كه بدان بحر نيز گفته ميشود. وزن شعر به وسيله افاعيل يا پايههاي عروضي سنجيده ميشود.
معيار وزن در شعر پارسي «يك مصرع» است كه براي كامل شدن وزن شعر بايد هر دو مصرع داراي يك وزن باشد. اما در شعر عربي معيار وزن يك بيت است.
موريس گرامونت گويد:
« وزن ادراكي است كه از احساس نظمي در بازگشت زمانهاي مشخص حاصل ميشود. آن امري حسي است و بيرون از ذهن وجود ندارد و وسيله ادراك آن حواس ماست ».
ابنسينا در تعريف ايقاع (وزن موسيقي) گويد:
«ايقاع، سنجش زمان است به وسيله نقرهها (هر ضربهاي که با مضراب به سيم ساز وارد ميشود). اگر اين نقرهها معرف تعداد و چگونگي هجاي كلمات باشند وزن شعري به وجود ميآيد».
خانلري در تعريفي بسيار ساده گويد:
«شايد ديده باشيد كه نور چراغ دريايي به تدريج افزايش مييابد تا به حد علاي درخشيدن ميرسد سپس ناگهان خاموش ميشود. از مشاهده نظمي محور روشني و خاموشي اين چراغ است بيننده ادراك وزن ميكند. در اين سلسله از امور مرحله خاموشي كه تكرار ميشود «زمان مشخص» است».
از اينجاست كه ميتوان قديميترين تعريف وزن را دريافت؛ آريستوكِسنوس به شاگرد ارسطو، گويد:
«وزن نظم معيني است در زمان»
انواع وزن:
روشن است كه صوت گفتار، بيشتر همان خواص صوت از قبيل امتداد و ارتفاع، زير و بمي، زنگ يا طنين و شدت را داراست. لذا برحسب آن كه كدام يك از اين خواص چهارگانه، اساس ايجاد نظم و هماهنگي بين هجاها قرار گيرد، وزن شعر انواع مختلفي پيدا ميكند:
أ) وزن كمي: كه همان وزن عروضي است و در آن امتداد زماني هجاها مبناي وزن قرار ميگيرد. در اين نوع وزن توازن و كيفيت هجا نيز در هر دو مصرع كامل است و هجاهاي بلند و كوتاه در برابر هم قرار دارد. در زبانهاي فارسي – عربي و سانسكريت بر اين وزن شعر سروده ميشود.
ب) وزن ضربي (تونيك): كه شدت برخي از هجاها نسبت به بقيه مبناي وزن شعر قرار ميگيرد. نظير آنچه در زبانهاي انگليسي و آلماني مورد استفاده است.
ج) وزن آهنگي: در اين نوع، هجاها بر اساس ارتفاع و زير و يمي منظم ميگردند. مانند آنچه مبناي سرايش شعر در زبان چيني است.
د) وزن طنيني (كيفي): كه بر حسب تناسب ميان طنين و زنگ اصوات به وجود ميآيد.
ه) وزن عددي: كه در آن اساس بر شماره و تعداد اصوات، صرفنظر از خواص آنان، استوار است. بدين معنا كه مبناي هماهنگي و وزن شعر – برابري شماره اصوات در هر مصرع است و عامل ديگري در آن دخيل نيست.
و) وزن هجايي: كه در آن مبناي وزن فقط بر تعداد هجاها بنا نهاده شده است. اين وزن مخصوص زبانهايي است كه مصوتها و هجاهاي آن داراي كشش معيني است مانند زبان فرانسه.
ز) وزن دوري (متقارن يا قرينهاي): وزن دوري يا متناوب يا دوپاره در اشعاري است كه بتوان هر يك از مصراعها را به دوپاره متشابه يا دو نيم مصراع تقسيم كرد كه وزن پاره نخست عينا در پاره دوم تكرار ميشود. در اين وزن شاعر ميتواند هر پاره را با پاره بعد مقفي (هم قافیه) سازد و به اصطلاح تصريع به وجود آورد.
منابع:
1.ناتل خانلري، پرويز؛ وزن شعر فارسي، تهران، توس، ج4، 1361، ص24.
2.مدرسي، حسين؛ فرهنگ توصيفي اصطلاحات عروض، تهران، سمت، ج1، 1380.
3.سيروس، شميسا؛ آشنايي با عروض و قافيه، تهران، فردوس، ج3، 1368، صص12-60.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۸:۲۷ ب.ظ توسط احمد یزدانی
|
ملتهب تر ز نقطه ی جوشم