شعرتو
رحم کن شاعر ، شده قتل و قضا از شعرتو
عاشق و معشوق کردند کارها از شعـــر تو
خون به راه افتاد اینجا، آبها از سر گذشـت
شیخ و شاهد هردو تا سر به هوا از شعرتو
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۵ ب.ظ توسط احمد یزدانی
|
ملتهب تر ز نقطه ی جوشم