بحث زندان پدر، پنجره فولاد پسر

قتل پاکان زمین ، قصّه ی سَم یا خنجر ؟

مانده ام بر سرِ راهی که دوراهی دارد

اشک و لبخند شدند از غم خوبان مضطر

طعنه میبارد و ما متّهم دورانیم

که چرا گریه کند شیعه چنین ویرانگر ؟

پسران خطر و دخترِ غیرت هستیم

ننشینیم ز پا تا نشود حق برتر .