پسران خطر و دختر غیرت
بحث زندان پدر، پنجره فولاد پسر
قتل پاکان زمین ، قصّه ی سَم یا خنجر ؟
مانده ام بر سرِ راهی که دوراهی دارد
اشک و لبخند شدند از غم خوبان مضطر
طعنه میبارد و ما متّهم دورانیم
که چرا گریه کند شیعه چنین ویرانگر ؟
پسران خطر و دخترِ غیرت هستیم
ننشینیم ز پا تا نشود حق برتر .
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۹:۲ ب.ظ توسط احمد یزدانی
|
ملتهب تر ز نقطه ی جوشم