خدایا رحم کن
سال نو شد کهنه بیماری خدایا رحم کن
خسته ایم از گریه و زاری خدایا رحم کن
مثل پائیز است دلها در بهار و سال نو
کن برای ما شما کاری خدایا رحم کن
حسرت یک خنده مانده در دل سرد زمین
حاکم است در کوچه ناداری خدایا رحم کن
حاکمان ما بفکر رحم دشمن مانده اند
تو خدا هستی بکن یاری خدایا رحم کن
کلّ دنیا گیر بیماری درست است این سخن
دشمنان در کار مکّاری خدایا رحم کن
یک طرف خشم گرانی یکطرف قهر مرض
کِی چنین دیده است دیّاری خدایا رحم کن .
+ نوشته شده در جمعه ششم فروردین ۱۴۰۰ ساعت ۹:۱۶ ب.ظ توسط احمد یزدانی
|
ملتهب تر ز نقطه ی جوشم