نازنینم لب تو خندان باد
نازنینم لب تو خندان باد
خانه قلب تو چو گل ها شاد
عالمت سبز و روزگارت خوش
گیسوانت رها شده در باد
هرچه را از خدای خود خواهی
داده تا غم رود تو را از یاد.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مهر ۱۴۰۴ ساعت ۹:۵۳ ب.ظ توسط احمد یزدانی
|
ملتهب تر ز نقطه ی جوشم