چشم خود را که میگشایی تو
چشم خود را که میگشائی تو
قفل عالم گشاده میگردد
شادی و عشق میزند لبخند
کارِ مشکل چه ساده میگردد
همه ی جان من شود آزاد
میشوم مردِ ساحرِ خوشبخت
با نگاهِ تو بال پروازم
بار دیگر اعاده میگردد .
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مهر ۱۴۰۴ ساعت ۹:۵۷ ب.ظ توسط احمد یزدانی
|
ملتهب تر ز نقطه ی جوشم