به کجامی رویم

به کدامین سوی ره می سپاریم؟*
برای که می نویسیم؟
برای چه می سراییم؟
انگارفاصله ای خورشیدی بامردم کوچه وبازارداریم وازآنان دم می زنیم.
باچه زبانی می نویسیم که برای خواندن آن ،هرمخاطب بایستی دوکارشناس شعرشناس و
ومفسّربه استخدام داشته باشد.
ماراچه می شود؟چراواقع نگرنیستیم؟
بانگاهی ابتدایی به آثارمان به راحتی پیداست که بیشترازمردممان ورنج هایشان که ازآن
دم می زنیم نفسِ مان راآرام می کنیم .
آن چنان غرق حاشیه هاشدیم که متن رابه دست فراموشی سپرده ایم.درافراط ازاستفاده
آرایه های ادبی وهرنکته وواژه ای که برای روان ترشدن وپربارترشدن مطالبمان در
گنجینۀادب پارسی نهفته داریم چنان ازیکدیگرسبقت گرفته ایم که دیگردرک مطالبمان
برای انبوه مخاطبین عام که می بایستی موردنظرمان بوده وبازخوردآثارمان رابا
نظرات آنان ووپذیرش ازسویشان ترازسنجی کنیم ،کاری غیرممکن شده است.چرا؟
چرا حتّی یک بیت ازاشعارمان درمیدانِ عظیم بازی کلمات درهرروزۀ زندگی به بازی
گرفته نمی شود؟
وظیفۀ بزرگان مدّعی،دراین آشفته بازارچیست؟
*این مطلب راپیشتردرسایت ادبی کریاس نیزمنتشرکرده ام(کوتوال)






![[تصویر: 0mah3s1e8s60ovycfsoe.gif]](http://www.iranvij.ir/upload/images/0mah3s1e8s60ovycfsoe.gif)
![[تصویر: 4o5hexkvtp7pr21nyji0.gif]](http://www.iranvij.ir/upload/images/4o5hexkvtp7pr21nyji0.gif)














ملتهب تر ز نقطه ی جوشم